حضرت زهرا اولین قربانی فتوحات
هرجا که نام قربانیان فتوحات برده می شود اولین چیزی که به ذهن همه میرسد این است که بله تیم عمر در ایران دست به جنایاتی زدند و بسیاری از ایرانیان را کشتند و مال و اموال آنان را به غارت بردند . این درست است اما کار یک تاریخ شناس همیشه بررسی ریشه ای قضایا و چگونگی ایجاد یک حرکت است . فتوحات نیز همین طور است یعنی ما در بررسی فتوحات باید آن را از آغاز بازبینی کنیم تا ببینیم که این جریان و حرکت شوم از کجا شروع شده و دلایل آغاز چه بوده ؟
آیا هدف از فتوحات نشر اسلام بود ؟
این سوالی است که حتما باید روی جواب آن کار کرد .
و هم اکنون ما نیز در ابتدای این راه باید این قضیه را بررسی کنیم که اولین قربانیان فتوحات چه کسی یا چه کسانی بوده اند چون در این صورت یک گام به جواب سوال نزدیک می شویم و بسیاری از حقائق بر ما آشکار می شود .
فهمیدیم که غصب فدک اولین گام فتوحات ننگین خلفا بوده . و با این کار از همان آغاز خلافت مخالفت خود را با خاندان پیامبر نشان دادند تا با این کار بتوانند دل عده ای از مخالفین و رقبا را بدست آورده و انان را نیز با خود هم آهنگ کنند و البته چنین هم شد و در این تصمیم موفق بودند .
تاریخ مبارزات حضرت زهرا سلام الله علیها نسبت به کودتا به قبل از ماجرای فدک باز می گردد و نقش آن بزرگوار در این مبارزه از زمکانی شروع می شود که عده ای از بزرگان و خوبان اصحاب پیامبر برای تحصن و اعتراض به حکومت کودتایی در خانه آن بزرگوار تجمع کردند . این تجمع برای کودتا گران بسیار سنگین بود و آنان هرگز نمی توانستند در مقابل آن بی تفاوت باشند ، چون افرادی که در خانه آن حضرت تجمع کرده بودند همگی از اصحاب بزرگ پیامبر و خوبان امت بودند ( هرچند عده ای بعدها از دایره اهل بیت بیرون رفتند اما تا آن زمان واقعا افراد نیکو سرشتی بودند ) افرادی که بیعت نکردن آنان با خلیفه کودتایی به معنای سقوط ارزش و اعتبار حکومت بود لذا کودتاگران تصمیم گرفتند به هر شیوه ای که شده این افراد را از خانه بیرون بیاورند تا به زور با خلیفه بیعت کنند .
این کار زمان می برد و یکباره نمی توانستند به خانه هجوم ببرند و به همین خاطر چیزی حدود بیست روز به طول انجامید در طول این بیست روز چند بار سربازان و جوخه های ترور حکومت کودتایی به سوی خانه آن حضرت حرکت کردند اما موفق نشدند متحصنین را از خانه بیرون بیاورند .
تحلیل :
شاید یکی از دلایل مهمی که اینان نمی توانستند متحصنین را از خانه بیرون بیاورند احترام خود حضرت زهرا بود . زیرا حضرت زهرا در بین مردم از محبوبیت بسیار بالایی برخوردار بودند و کسی با ایشان کینه خاصی نداشت . لذا جوخه های قبلی ترور نیز وقتی که مذاکره و تهدید راه به جایی نمی برد کوتاه می آمدند و بازمی گشتند .
تا اینکه روز آخر وزیر اعظم و همه کاره ی حکومت کودتایی عمربن خطاب خودش به در خانه حضرت زهرا آمد و گفت به خدا قسم این خانه را بر سر صاحبانش می سوزانم ( این کلام در نزد اهل سنت قطعی و متواتر است ) اما او با دیگران فرقی داشت و آن اینکه عناد و دشمنی او با حضرت علی و اصل اسلام به حدی بود که حتی حرمت حضرت زهرا هم برایش مهم نبود لذا در کتابهای خود اهل سنت می خوانیم که : وقتی که عمر دستور داد چوب بیاورید تا خانه را بسوزانیم ، عده ای گفتند که فاطمه در این خانه است و عمر نیز با بی اهمیتی تمام گفت : باشد !!!!
این عین کلامی است که در کتابهای خود اهل سنت آمده .
لذا جناب وزیر اعظم حکومت کودتایی برای رسیدن به هدفش مجبور است فاطمه را از سر راه بردارد به هر شیوه ای که شده و مابقی واقعه را همگی به خوبی می دانیم که پس از سوزاندن ، با ضربتی بر در و پهلوی حضرت صدیقه طاهره حضرت علی علیه السلام را کشان کشان برای بیعت با خلیفه به مسجد پیامبر بردند .
البته در این ماجرا جنایات دیگری نیز رخ داد که دستانم را توان نوشتنش نیست .
دو یا سه ماه پس از این جنایات ( فتوحات !! ) حضرت زهرا سلام الله علیها بر اثرا جراحات و ضربات آن روز شهید شدند و شهادت ایشان برای تمام تاریخ ملاک حق و باطل شد .
اولین همدرد ایرانیان اهل بیت پیامبرند که اولین قربانی فتوحات مادر اهلبیت بود .