تبليغاتX
فتوحات

حتما حتما بخوانید  . . .

پیامبراعظم هرگز بشارت به فتوحات ندادند  

قبلا گفتیم که در سیره پیامبر هیچ گاه کشورگشایی و دنیا طلبی فتوحاتی وجود نداشته و جنگهای آن حضرت همگی جنبه دفاعی و داشته و در مقابل فتنه های دیگران بوده .

به همین خاطر عده ای چون از رفتار پیامبر تاییدی نمی بینند لذا از کلام پیامبر اعظم استفاده می کنند که آن حضرت در روز خندق به طور کنایه ای فتوحات را تایید کرده اند !! و قضیه این بوده که آن حضرت هنگام کندن خندق به مسلمانان گفته اند که روزی را دیدم که شما کاخ کسری و . . . ا فتح کرده اید .

حال می خواهیم ببینیم که آیا این برداشت از کلام پیامبر صحیح است یا نه ؟

به این منظور حتما باید ماجرای جنگ خندق و اوضاع آن زمان را بررسی کنیم :

ماجرای جنگ خندق از این قرار بود که قریش بسیاری از قبایل و گروههای عرب را علیه مسلمین بسیج کرده بود تا در یک حمله بزرگ برای همیشه اسلام و مسلمین را نابود کنند به همین خاطر این جنگ را جنگ احزاب نیز می نامند ، لذا تعدا سپاه دشمن بسیار بسیار زیاد بود تا جایی که بسیاری از مسلمانان سست ایمان نزدیک بود از عقائد خود برگردند و بسیاری دیگر هم لرزه بر اندامشان افتاده بود .

می دانید که در این میان سلمان پارسی ایرانی پیشنهاد حفر خندق را داد و پیامبر نیز آن را تایید کردند .

بحث ما وقایع آن روزها نیست بلکه اوضاع فکری و استرس مسلمانان در آن موقع مورد بحث است .

تصور کنید که یک سپاه عظیم از تمام اقوام و قبائل عرب با آن همه نیروی نظامی ، آمده اند و عده ای تازه مسلمان را محاصره کرده اند از آن طرف  دشمنان داخلی ( یهود ) هم در قلعه های خود به انتظار نشسته اند که چه می خواهد بشود آیا قریش می تواند وارد مدینه شوند و آنان جشن بگیرند یا نه ؟

به طور طبیعی در چنین وقتی رعب و وحشت شدیدی سراپای  وجود همه را فرا می گیرد تا جایی که عده ای با اجازه گرفتن و عده ای نیز با فرار میدان را ترک می کنند ، به جز آنانی که ایمان با گوشت و خونشان آمیخته شده مانند امیرالمومنین علی علیه السلام .

یک نگاه سطحی به آیات سوره ی احزاب ، اوضاع فکری و استرس حاکم درآن لحظات را به خوبی نشان

 می دهد .

-------------------------------------------

 

 سوره مبارکه احزاب آیات 10 تا 15 :

 

إِذْ جَاءُوكُم مِّن فَوْقِكُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنكُمْ وَ إِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا(10)

(به خاطر بياوريد) زمانى را كه آنها از طرف بالا و پايين (شهر) بر شما وارد شدند (و مدينه را محاصره كردند) و زمانى را كه چشمها از شدّت وحشت خيره شده و جانها به لب رسيده بود، و گمانهاى گوناگون بدى به خدا مى‏برديد. (10)

 

هُنَالِكَ ابْتُلىِ‏َ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُواْ زِلْزَالًا شَدِيدًا(11)

آنجا بود كه مؤمنان آزمايش شدند و تكان سختى خوردند! (11)

 

وَ إِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَ الَّذِينَ فىِ قُلُوبهِِم مَّرَضٌ مَّا وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا(12)

و (نيز) به خاطر آوريد زمانى را كه منافقان و بيماردلان مى‏گفتند: «خدا و پيامبرش جز وعده‏هاى دروغين به ما نداده‏اند!» (12)

 

وَ إِذْ قَالَت طَّائفَةٌ مِّنهُْمْ يَأَهْلَ يَثرِْبَ لَا مُقَامَ لَكمُ‏ْ فَارْجِعُواْ  وَ يَسْتَْذِنُ فَرِيقٌ مِّنهُْمُ النَّبىِ‏َّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنَا عَوْرَةٌ وَ مَا هِىَ بِعَوْرَةٍ  إِن يُرِيدُونَ إِلَّا فِرَارًا(13)

و (نيز) به خاطر آوريد زمانى را كه گروهى از آنها گفتند: «اى اهل يثرب (اى مردم مدينه)! اينجا جاى توقف شما نيست به خانه‏هاى خود بازگرديد!» و گروهى از آنان از پيامبر اجازه بازگشت مى‏خواستند و مى‏گفتند: «خانه‏هاى ما بى‏حفاظ است!»، در حالى كه بى‏حفاظ نبود آنها فقط مى‏خواستند (از جنگ) فرار كنند. (13)

 

وَ لَوْ دُخِلَتْ عَلَيهِْم مِّنْ أَقْطَارِهَا ثُمَّ سُئلُواْ الْفِتْنَةَ لاََتَوْهَا وَ مَا تَلَبَّثُواْ بهَِا إِلَّا يَسِيرًا(14)

آنها چنان بودند كه اگر دشمنان از اطراف مدينه بر آنان وارد مى‏شدند و پيشنهاد بازگشت به سوى شرك به آنان مى‏كردند مى‏پذيرفتند، و جز مدّت كمى (براى انتخاب اين راه) درنگ نمى‏كردند! (14)

 

وَ لَقَدْ كاَنُواْ عَاهَدُواْ اللَّهَ مِن قَبْلُ لَا يُوَلُّونَ الْأَدْبَارَ  وَ كاَنَ عَهْدُ اللَّهِ مَسُْولًا(15)

(در حالى كه) آنان قبل از اين با خدا عهد كرده بودند كه پشت به دشمن نكنند و عهد الهى مورد سؤال قرار خواهد گرفت (و در برابر آن مسئولند)! (15)

 

-------------------------------------------

 

خب آنچه که از این آیات با وضوح برداشت می شود این است که مسلمانان آن روز به شدت ترسیده بودند تا جایی که نزدیک بود دست از ایمان و عقائد خود بردارند تا جایی که آیه می فرماید (( و زلزلوا زلزالاشدیدا)).

خب پیامبر در اینجا به عنوان یک فرمانده چه وظیفه ای دارند آیا باید بیایند جلوی آنهمه انسان سست ایمان بگویند که شما پس از من چنین و چنان خواهید کرد و از دین بدر خواهید شد و . . . ؟؟

یا باید در آن لحظه به عنوان یک فرمانده به سربازان خود نیرو بدهند و آنان را امیدوار کنند ؟؟

علاوه براینکه پیامبر مامور به ظاهر افراد بودند و نه باطن لذا همان انسانهای سست ایمان هم نیاز به محافظت داشتند  .

مسئله کاملا روشن است و نیاز به توضیح بیشتر ندارد .

لذا در هنگام حفر خندق هنگامی که پیامبر بر سنگی بزرگ ضربه می زدند در سه ضربه ، هر بار برقی میدرخشید و آن حضرت صحنه ای را میدیدند و در یک بار فرمودند که دیدم شما در کاخ کسری و . . . هستید.

خب این حرف پیامبر به هیچ وجه تایید فتوحات غیر اسلامی خلفا نیست بلکه یک سخن تاکتیکی برای آن زمان و آن موقعیت و حشتناک بوده که کمی مسلمین را آرامش دهند که نه تنها ما در این جنگ کشته نخواهیم شد بلکه شما ایران ( با عظمت آن روز ) را نیز فتح می کنید . و این هر گز به معنای تایید فتوحات نیست .

نظر شما چیست ؟؟

+ نوشته شده در یکشنبه 27 بهمن1387ساعت توسط ایرانی مسلمان |

مخالفت فتوحات با سیره پیامبر اعظم

همانطور که قبلا گفتیم فتوحات خلفا یک کار کاملا خودسرانه و سیاسی بود و اصلا برای گسترش اسلام نبوده در ضمن اهل بیت نیز هیچ گاه از فتوحات دفاع نکردند .

حال می خواهیم به این مسئله بپردازیم که فتوحات خلفا با قرآن و سیره پیامبر هم مخالف بوده و هیچگاه حمله برای دیگران به قصد مسلمان شدنشان کار مورد تاییدی نبوده نه از دیدگاه قرآن و نه از دید سیره پیامبر .

اگر تاریخ و سیره پیامبر را اندکی مورد بررسی قرار دهیم خواهیم دید که آن حضرت هیچگاه ابدا به جنگ نکردند و همیشه در حالت دفاع  و یا دفع فتنه به جنگ می پرداختند .

در تمام تاریخ حیات مبارک پیامبر اسلام جایی ندیده ایم که ایشان به قومی حمله کنند و بگویند یا مسلمان می شوید یا همه شما را می  کشیم و اساسا چنین کاری خود مخالف رسالت آن حضرت و آموخته های قرآن است .

حتی جنگهایی هم که مورد اشکال است و عده ای از این باب شبهه پراکنی می کنند نیز جنگهای ابتدایی و تهاجمی نبوده .

 برای مثال جنگ بدر که اولین تجربه جنگی بود ، اصلا قصد جنگ در میان نبود بلکه هدف باز پس گرفتن اموال بود و ماجرا این بود که مهاجرین ( از جمله وجود مبارک پیامبر اسلام ) هنگامی که از مکه هجرت می کردند و به مدینه می رفتند اموالشان در مکه مصادره می شد و پیامبر نیز برای باز پس گرفتن اموال مهاجرین به سوی کاروان قریش در بدر حرکت کردند و اصلا قرار جنگی در بین نبود لذا بسیاری از افراد حتی شمشیر نیز به همراه خود نبرده بودند . اما کاروان قریش هنگامی که ( توسط اخبار منافقان مدینه ) از آمدن پیامبر آگاه شد فکر کرد پای جنگ در میان است و از مکه در خواست نیروی کمکی کرد و با آمدن آنان جنگ درگرفت .

از دیگر جنگهای آن حضرت جنگ با گروه های یهود بود اما این جنگها هم هرگز جنگ عقیده نبود بلکه یهود به خاطر پیمان شکنی های مکرر و ایجاد فتنه و اینکه قصد ترور پیامبر را داشتند وارد درگیری شدند .

نکته جالب اینجاست که پیامبر هنگامی که وارد مدینه شدند  نه تنها با یهودیان مشکلی نداشتند بلکه پیمانها و قرار دادهای بسیاری را برای همزیستی مسالمت آمیز ، امضا کردند .

ماجرای دیگری که طرفداران حکومت کودتایی سقیفه به آن استناد می کنند ، ماجرای فتح مکه است . نکته این است که پیامبر هرگز با اهل مکه وارد درگیری نشدند بلکه پیامبر با آنان یک قرارداد امضا کرده بودند و با آنان در صلح بودند اما این صلح تا وقتی ادامه داشت که کسی از طرفین پیمان شکنی نکند . اما از انجایی که اهل مکه پیمان شکنی کردند پیامبر با آنان وارد جنگ شدند و نکته جالب اینجاست که پیامبر در فتح مکه اجازه خونریزی نداند و حتی گفتند که هر کس به فلانجا و فلانجا و پس پناه ببرد در امان است و این امان دادن خود  نشانه صلح دوستی است و تکته جالب دیگر اینکه اهل مکه هم در هنگام فتح مکه همگی مسلمان نشدند بلکه فقط عده ای مسلمان شدند و این هم خود نشانه دیگری است بر اینکه پیامبر به قصد مسلمان شدن آنان با آنان وارد جنگ نشده بودند . یعنی اسلام دین شمشیر نیست و کسی حق ندارد با شمشیر دیگران را مسلمان کند .

حال نکته این است که در حالی که پیامبر هیچ گاه برای فتوحات نجنگیده اند پس چرا خلیفه ای که خود را جانشین پیامبر می خواند به خود اجازه چنین کاری می دهد ؟ ایا این نشان دهنده مخالفت خلیفه با پیامبر نیست؟

بله این نشان دهنده این است که آنان فقط نام سنت پیامبر را یدک می کشند و بویی از سیره و سنت آن حضرت نبرده اند .

به همین خاطر است که عبدالرحمن بن عوف وقتی که می خواست بعد از عمر خلافت را به حضرت علی بدهد به آن حضرت گفت به شرطی با تو بیعت می کنم که به کتاب خدا و سنت پیامبر و سیره خلیفه اول و دوم عمل کنی  !!

گویا در آن زمان همگی به خوبی می دانستند که سنت پیامبر و سیره ابوبکر و عمر کاملا متفاوت است وگرنه نیاز به ذکر سیره آنان پس از ذکر سیره پیامبر نبود !!!!!!!!!!

به نظر شما این چنین نیست ؟

+ نوشته شده در سه شنبه 22 بهمن1387ساعت توسط ایرانی مسلمان |

حضرت زهرا اولین قربانی فتوحات

هرجا که نام قربانیان فتوحات برده می شود اولین چیزی که به ذهن همه میرسد این است که بله تیم عمر  در ایران دست به جنایاتی زدند و بسیاری از ایرانیان را کشتند و مال و اموال آنان را به غارت بردند . این درست است اما کار یک تاریخ شناس همیشه بررسی ریشه ای قضایا و  چگونگی ایجاد یک حرکت است . فتوحات نیز همین طور است یعنی ما در بررسی فتوحات باید آن را از آغاز بازبینی کنیم تا ببینیم که این جریان و حرکت شوم از کجا شروع شده  و دلایل آغاز چه بوده ؟

آیا هدف از فتوحات نشر اسلام بود ؟

این سوالی است که حتما باید روی جواب آن کار کرد .

و هم اکنون ما نیز در ابتدای این راه باید این قضیه را بررسی کنیم که اولین قربانیان فتوحات چه کسی یا چه کسانی بوده اند چون در این صورت یک گام به جواب سوال نزدیک می شویم و بسیاری از حقائق بر ما آشکار می شود .

فهمیدیم که غصب فدک اولین گام فتوحات ننگین خلفا بوده .  و با این کار از همان آغاز خلافت مخالفت خود را با خاندان پیامبر نشان دادند تا با این کار بتوانند دل عده ای از مخالفین و رقبا را بدست آورده و انان را نیز با خود هم آهنگ کنند و البته چنین هم شد و در این تصمیم موفق بودند .

تاریخ مبارزات حضرت زهرا سلام الله علیها نسبت به کودتا به قبل از ماجرای فدک باز می گردد و نقش آن بزرگوار در این مبارزه از زمکانی شروع می شود که عده ای از بزرگان و خوبان اصحاب پیامبر برای تحصن و اعتراض به حکومت کودتایی در خانه آن بزرگوار تجمع کردند . این تجمع برای کودتا گران بسیار سنگین بود و آنان هرگز نمی توانستند در مقابل آن بی تفاوت باشند ، چون افرادی که در خانه آن حضرت تجمع کرده بودند همگی از اصحاب بزرگ پیامبر و خوبان امت بودند ( هرچند عده ای بعدها از دایره اهل بیت بیرون رفتند اما تا آن زمان واقعا افراد نیکو سرشتی بودند ) افرادی که بیعت نکردن آنان با خلیفه کودتایی به معنای سقوط ارزش و اعتبار حکومت بود لذا کودتاگران تصمیم گرفتند به هر شیوه ای که شده این افراد را از خانه بیرون بیاورند تا به زور با خلیفه بیعت کنند .

این کار زمان می برد و یکباره نمی توانستند به خانه هجوم ببرند و به همین خاطر چیزی حدود بیست روز به طول انجامید در طول این بیست روز چند بار سربازان و جوخه های ترور حکومت کودتایی به سوی خانه آن حضرت حرکت کردند اما موفق نشدند متحصنین را از خانه بیرون بیاورند .

تحلیل :

شاید یکی از دلایل مهمی که اینان نمی توانستند متحصنین را از خانه بیرون بیاورند احترام خود حضرت زهرا بود . زیرا حضرت زهرا در بین مردم از محبوبیت بسیار بالایی برخوردار بودند و کسی با ایشان کینه خاصی نداشت . لذا جوخه های قبلی ترور نیز وقتی که مذاکره و تهدید راه به جایی نمی برد کوتاه می آمدند و بازمی گشتند .

تا اینکه روز آخر وزیر اعظم و همه کاره ی حکومت کودتایی عمربن خطاب خودش به در خانه حضرت زهرا آمد و گفت به خدا قسم این خانه را بر سر صاحبانش می سوزانم ( این کلام در نزد اهل سنت قطعی و متواتر است ) اما او با دیگران فرقی داشت و آن اینکه عناد و دشمنی او با حضرت علی و اصل اسلام به حدی بود که حتی حرمت حضرت زهرا هم برایش مهم نبود لذا در کتابهای خود اهل سنت می خوانیم که : وقتی که عمر دستور داد چوب بیاورید تا خانه را بسوزانیم ، عده ای گفتند که فاطمه در این خانه است و عمر نیز با بی اهمیتی تمام گفت : باشد !!!!

این عین کلامی است که در کتابهای خود اهل سنت آمده .

لذا جناب وزیر اعظم حکومت کودتایی برای رسیدن به هدفش مجبور است فاطمه را از سر راه بردارد به هر شیوه ای که شده و مابقی واقعه را همگی به خوبی می دانیم که پس از سوزاندن ، با ضربتی بر در و پهلوی حضرت صدیقه طاهره حضرت علی علیه السلام را کشان کشان برای بیعت با خلیفه به مسجد پیامبر بردند .

البته در این ماجرا جنایات دیگری نیز رخ داد که دستانم را توان نوشتنش نیست .

دو یا سه ماه پس از این جنایات ( فتوحات !! ) حضرت زهرا سلام الله علیها بر اثرا جراحات و ضربات آن روز شهید شدند و شهادت ایشان برای تمام تاریخ ملاک حق و باطل شد .

اولین همدرد ایرانیان اهل بیت پیامبرند که اولین قربانی فتوحات مادر اهلبیت بود .

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت توسط ایرانی مسلمان |

 برخی از دلایل وپیامدهای غصب فدک

دانستیم که اولین گام فتوحات خلفا و غصب سرزمینها همان مسئله غصب فدک بود . چرا که فدک یرزمینی بود که تیم کودتا برای ادامه حیات خود به غصب آن نیازمند بوده .

دلیل این نیاز مندی هم گفته شد و افراد دلایل متعددی را برای این کار ذکر کرده اند که البته هرکدام درجای خود درست و قابل تامل است بعضی از دلایل این غصب را یادآوری می کنیم :

1 –  درآمد فدک بسیار بسیار زیاد بود اما حضرت زهرا ذره ای از این درآمد را برای خود خرج نمی کردند بلکه فدک منبع درآمد و ارتزاق بسیاری از مردم فقیر آن زمان بود ، لذا مهمترین کاربرای کودتاگران این بود که این افراد را از خانه حضرت زهرا دور کرده و آنان را به دفتر کودتایی خود وابسته کنند .

2 – حضرت زهرا سلام الله علیها به اقرار دوست ودشمن یکی از بزرگترین موانع برای تحقق آرزوهای تیم کودتا بود لذا برداشتن این مانع یکی از راه های نجات کودتا گران از جهنم فکریشان بود اما از همان اول نقشه قتل نداشتند یا حداقل شرایط  برای اجرای نقشه مناسب نبود لذا تصمیم داشتتند تا به این طرق سیر مبارزاتی حضرت زهرا را منحرف کنند تا شاید آن حضرت به جای اعتراض به خلیفه به خاطر خلافت ، مشغول دعوای مالی شوند . غافل از اینکه همین دعوا باعث رسوایی همیشگی آنان در تاریخ شد .

3 – بدون شک تمامی حکومتها خصوصا حکومتهای کودتایی و یک شبه که مقبولیت خاصی ندارند رمز بقا و ماندگاریشان پشتوانه مادی و ثروت است و در این راستا از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنند به همین خاطر کاملا طبیعی است که در آن زمان برای جمع ثروت باید دست به هرکاری بزنند : غصب زمین ، جعل حدیث از زبان پیامبر ، مرتد خواندن مسلمین و در نتیجه غارت اموال آنان .

4 – همانگونه که گفته شد علاوه بر اهل بیت و اصحاب با وفای آنان افراد دیگری نیز بودند که از به قدرت رسیدن تیم کودتاگران سقیفه ناراضی بودند از جمله ابوسفیان که وقتی فهمید که ابوبکر به خلافت رسیده از این امر احساس عار و مسخرگی میکرد . امام تمامی این افراد که افراد بسیار زیادی هم بودند در یک چیز باهم مشترک بودند و آن دشمنی و کینه با حضرت علی علیه السلام بود چنانکه در دعای ندبه می خوانیم ( فاودع قلوبهم احقادا بدریة و خیبریة و حنینیة و غیرهن ) بله قلبهای آنان آکنده از کینه به حضرت علی بود به خاطر کشته هایشان در جنگهای بدر و خیبر و حنین . به همین خاطر درافتادن با اهل بیت پیامبر و حضرت علی علیه السلام یک نططه مثبت و وحدت آمیز برای مخالفان بود و از این طریق توانستند جمعی از مخالفان را که همگی یک درد واحد داشتند دور هم جمع کنند چراکه آنان از اینکه کسی توانسته بود اولین انتقام را از حضرت علی بگید خرسند بودند .

+ نوشته شده در پنجشنبه 10 بهمن1387ساعت توسط ایرانی مسلمان |

غصب فدک اولین مرحله از فتوحات

همانطور که گفته شد تیم کودتایی سقیفه پس از پیروزی بر رقیبانی از مهاجرین و انصار در ابتدا با اعتراضات فراوانی روبرو بود و به همین خاطر بود که دست به تجهیز سپاهی علیه روم زدند .

البته ناگفته نماند اینکه می کوییم تیم کودتا بر رقیبان پیروز شد منظور از این رقبا امیرالمومنین علیه السلام و عترت پیامبر نیست چرا که اهل بیت علیهم السلام درآن موقع اصلا به فکر خلافت نبودند به دو دلیل :

اول : آنکه خود پیامبر قبل از اینکه از دنیا بروند در حضور هزاران هزار نفر خلیفه را تعیین کردند و برای ایشان بیعت گرفتند .

دوم : در مکتب ناب و اصیل شیعه بین امامت و خلافت ظاهری ( حکومت ) تفاوت بسیار است و آنچه که از نظر شیعه اهمیت آن از همه چیز بالاتر است ( حتی از نماز و روزه و حج ) آن مسئله امامت است نه خلافت ظاهری و حکومت و حضرت علی علیه السلام دارای این مقام بودند و لذا مهمترین مسئله در آن روز برای حضرت علی علیه السلام مسئله کفن و دفن وجود مبارک پیامبر اسلام بود .

در این میان یکی از عناصر بسیار مهم و خطرناک برای حکومت کودتایی سقیفه که آرامش را از سر کودتاگران ربوده بود ، حضرت زهرا سلام الله علیها تک دختر پیامبر و همسر حضرت علی بود .

به همین دلیل مثلث مافیای سقیفه یعنی ابوبکر ، عمر و ابوعبیده جراح به خوبی پی بردند که ادامه حکومت کودتایی با وجود چنین فردی که تمام وجودش را وقف امام و امامت کرده آرزویی بس کودکانه است و مادر بچه مرده را به خنده وا می دارد که البته و صدالبته این حرف و نتیجه گیری کاملا درست بود .

در نتیجه کودتا گران به این نتیجه رسیدند که با یک تیر دونشان بزنند و در یک اقدام سریع هم حضرت زهرا و هم حضرت علی علیهما السلام را از قدرت بیندازند .

 

و اینک اصل ماجرا :

بسیاری از مردم آن زمان اعم از انصار و مهاجرین از جهت مالی و امرار معاش به خانه حضرت زهرا وابسته بودند و از طریق درآمد باغ فدک امرار معاش می کردند .

فدک باغی بود که یهود به پیامبر بخشیدند تا در ازای آن در امان باشند . در اسلام به چنین چیزی فی ء می گویند و مالک شخص حقیقی پیامبر است ، این باغنیمت تفاوت دارد و لذا دخل و تصرف در آن نیز به اختیار خود پیامبر است .

کودتا گران تصمیم گرفتند با غصب باغ فدک  وابستگی این عده کثیر از مردم مسلمان را از خانه حضرت زهرا قطع کنند . چرا که آنان به خوبی می دانستند ، در صورتی که این هزینه از جیب آنان پرداخت شود حمایت بسیاری از اعراب را کسب کرده اند و در مقابل ارتباط آنان را با بیت حضرت زهرا سلام الله علیها قطع کرده اند .

و به همین دلیل فدکی را که پیامبر به دستور قرآن به حضرت زهرا بخشیده بودند از ایشان غصب کردند .

البته این بنده حقیر در اینجا نظری دارم که در تحقیقات بسیاری در این باره به این نتیجه رسیدم که یکی از اهداف اصلی تیم خلیفه  از غصب فدک این بود که انان فکر می کردند با این کار می توانند اقدامات سیاسی و براندازانه حضرت زهرا سلام الله علیها را منحرف کنند و به سمت مسئله دیگری سوق دهند تا از این راه بتوانند از جهنمی که آن حضرت برای آنان درست کرده بود رهایی یابند ، اما این بار نقشه ی کودتاگران درست از آب درنیامد و مکر به آنان به خودشان بازگشت ( و مکروا و مکرالله والله خیرالماکرین ) .

چرا که حضرت علی و حضرت زهرا به خوبی از این قضیه استفاده کردند و دستگاه جنایتکار خلفا را برای همیشه رسوا کردند . البته قضیه به همین جا ختم نشد و پایان بسیار تلخی داشت که در پست بعدی به ان می پردازیم .

+ نوشته شده در یکشنبه 6 بهمن1387ساعت توسط ایرانی مسلمان |

خلیفه اول بنیانگذار فتوحات

اولین سوالی که درباره فتوحات با آن روبرو هستیم این است که فتوحات از کی و با چه نیتی آغاز شد ؟

آیا نیت خلفا برای فتوحات و کشورگشایی ها یک نیت الهی و مخلصانه بود یا نه اهداف دیگری در کار بود ؟

پاسخ سوال این است که : کشور گشایی ها و جنگهای به اصطلاح تبلیغی از همان ابتدای غصب خلافت توسط تیم کودتایی سقیفه آغاز شد ، اما نه به نیت نشر اسلام و ترویج دین پیامبر بلکه به دلایل سیاسی و سیاستمدارانه این اقدامات آغاز شد .

برای بررسی و ریشه یابی این اهداف سیاسی لازم است به اواخر زمان حیات پیامبر بازگردیم و قضیه را از آن زمان موشکافی کنیم .

همانطور که همگی می دانیم در سال آخر حیات پر درد و رنج پیامبر گرامی اسلام  واقعه ی بسیار مهمی در غدیر خم اتفاق افتاد و آن نصب قطعی و ابلاغ عمومی خلیفه و امام بعد از پیامبر بود که در اآن روز پیامبر در برابر چشمان هزاران نفر از مهاجرین و انصار و دیگر اعراب به دستور خداوند متعال حضرت علی علیه السلام را به خلافت پس از خود منصوب کردند و در همانجا برای ایشان بیعت گرفتند .

اما پیامبر گرامي اسلام باز هم می دانستند که گروه های مخالف و روباه صفتان منافق در کمین نشسته اند تا به محض اینکه پیامبر از دنیا رفتند با یک کودتا خلافت را غصب کنند . شاید باور این سخنان برای خیلی ها سخت باشد اما چرا که از بچگی تا کنون به ما گفته اند که اصحاب پیامبر همگی عاشقان و جان فدایانی بوده اند که در راه دفاع از ÷یامبر به راحتی از جان خود نیز می گذشتند .

البته پرداختن به این بحث و افشا کردن جبهه نفاق در بین اصحاب پیامبر موضوع بحث ما نیست اما اگر لازم باشد در پست هاي بعدی به این بحث خواهیم پرداخت .

خلاصه همانطور که گفته شد پیامبر به خوبی می دانستند که اصحاب تحمل خلافت حضرت علی را ندارند لذا همگی منتظرند تا پیامبر از دنیا بروند . ازطرفی دیگر خود پیامبر آگاه بودند که به زودی از دنیا خواهند رفت لذا برای اینکه از کودتا جلوگیری کنند  دستور دادند که همه اصحاب تحت فرماندهی اسامة بن زید به طرف روم حرکت کنند جالب است که این دستور کاملا عمومی و فراگیر بود  و هیچکس حق سرپیچی از ان را نداشت به جز چند نفر خاصی که خود پیامبر استثنا کردند . و سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که کودتاگران سقیفه چرا در مدینه ماندند و به سپاه اسامه نپیوستند  مگر پیامبر نفرموده بودند (( لعن الله من تخلف عن جیش اسامه )) ؟؟ یعنی خدامند لعنت کند هرکسی را که از حضور در سپاه اسامه تخلف کند !!

بله پیامبر می خواستند که مدینه را از شر وجود منافقان و کودتاگران پاک کنند اما آنان کاملا گستاخانه در برابر پیامبر ایسادند و حرکتی نکردند چرا که به لحظات پیروزی خود نزدیک می شدند و در صورتی که از مدینه بیرون می رفتند باختشان قطعی بود .

به هر حال پیامبر گرامی اسلام ازدنیا رفتند( به عقیده ما ایشان شهید شدند و از منابع خود اهل سنت این نطلب را اثبات می کنیم ) و مافیای صحابه کار خود را آغاز کرد . هنوز پیکر پیامبر روی زمین بود که عده ای در سقیفه بنی ساعده جمع شدند و خلیفه تعیین کردند گویا پیامبر که خود عقل کل عالم بودند نمی دانستند ، اما اینان می دانند که تعیین خلیفه مهمترین امر امت اسلام است .

خب سوال این است که اگر تعیین خلیفه مهمترین امر از امور اسلامی است به حدی که حتی از دفن پیامبر هم مهمتر است پس چرا ( طبق عقیده اهل سنت ) خود پیامبر در زمان حیاتشان خلیفه تعیین نکردند ؟ آیا کودتاگران سقیفه آگاه تر بودند یا پیامبر اسلام ؟  پاسخ  واضح است و آن اینکه بله تعیین خلیفه و اعلام امامت مهمترین امر جامعه اسلامی است اما پیامبر هم به این اهمیت آگاه بودند و لذا خو در زمان حیات مبارکشان خلیفه و امام بعد از خود را معرفی کرده بودند .

خلاصه در کشمکش قدرت بین عده ای از صحابه تیم ابوبکر و عمر پیروز شد ، و آغاز به کار کرد اما هنوز مخالفان بسیار بودند عده ای از روی حسادت و ریاست و عده ای از روی دین و تقوا و حفظ سنت پیامبر .

ابوبکر و عمر که اوضاع را خوب نمی دیدند تصمیم گرفتند  از راه دیگری وارد شودند و در یک اقدام کاملا سیاستمدارانه دم از اجرای امر پیامبر و فرستادن سپاه به طرف روم زدند . تا از ین طریق مدینه را از مردان جنگی و مخالفین پاک کنند هر که در این جنگ کشته شد که کشته شد و هر که زنده بماند تا او برگردد پایه های حکومت کودتایی کاملا محکم شده و جرات اعتراض ندارد و اگر کسی کوچکترین اعتراضی کند به بهانه خروج بر خلیفه رسول خدا گردنش را می زدند ، خونش حلال ، مالش حلال ، ناموسش حلال و . . . 

و از اینجا بود که فتوحات ننگین خلفا آغاز شد .

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 3 بهمن1387ساعت توسط ایرانی مسلمان |